امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Wednesday, 21 October , 2020
امروز : چهارشنبه, ۳۰ مهر , ۱۳۹۹ - 5 ربيع أول 1442
شناسه خبر : 127
  پرینتخانه » سید یدالله یزدان‌پناه, کلام استاد تاریخ انتشار : 30 دسامبر 2017 - 23:59 | 68 بازدید | ارسال توسط :

کلام استاد؛ بعد تربیتی عرفان اسلامی

باسمه تعالی عرفان اسلامی در طی سده‌ها و قرون، به تدریج در زمینه آموزه‌های اسلامی رشد کرده و به درختی تنومند تبدیل شده است. این درخت بارور و خوش منظر، از خود جلوه‌ها و ابعاد مختلفی را نشان داده است. این جلوه‌ها و ابعاد بسط یافت و شاخه دوانید به طوری که هریک از آنها، […]

باسمه تعالی

عرفان اسلامی در طی سده‌ها و قرون، به تدریج در زمینه آموزه‌های اسلامی رشد کرده و به درختی تنومند تبدیل شده است. این درخت بارور و خوش منظر، از خود جلوه‌ها و ابعاد مختلفی را نشان داده است.

این جلوه‌ها و ابعاد بسط یافت و شاخه دوانید به طوری که هریک از آنها، به‌طور مستقل مورد توجه پژوهشگران عرفان اسلامی قرار گرفت. بُعد تربیتی عرفان، یکی از این ابعاد است. از آنجا که عرفان اسلامی مقصد و مقصود خود را «قرب الی الله» و نیل و وصول به حق و معرفت او می‌داند، به ناچار می‌بایست شرایط و امکانات لازم برای سیر و سلوک و وصول را فراهم آورد. از این رو، برای تحقق این مقصود از جمله بر پیروی از خضر راه اصرار می‌ورزد؛ زیرا آن کس که خود منازل وصول را طی کرده باشد و راه و رسم این منازل را بداند،‌ می‌تواند از تازه واردانِ وادی سلوک دستگیری کند و آنان را همچون راه بلدی خبره راهنمایی کرده، به مقصد برساند. گو اینکه مقصد عرفان مقصدی سترگ و البته با شکوه است. به یقین، سیر به سوی این مقصد با دشواری‌ها، سختی‌های طاقت فرسا و گاه ابهامات و پیچیده‌گی‌هایی همراه است. اگر استاد راه بر ظرایف راه، راهنما نباشد، چه بسا نوسالکانِ مقصد عشق به مقصد نارسیده، بسوزند و از ادامه راه باز مانند.

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلماتست بترس از خطر گمراهی
پیر و استاد راه با دستوراتی که می‌دهد، تلقیناتی که القاء می‌کند، روش ویژه‌ای که فراروی سالک می‌نهد و بالجمله با نظارت روحی خود، سالک را اندک اندک عروج می‌دهد و سالک به فراخور استعداد و صفای باطن خود این منازل را طی کرده و در نهایت، به مقصد و مقصود نائل می‌آید. چنین نگرشی از اهمیت نقش استادی راه بلد و خبیر خبر می‌دهد.
لازم به یادآوری است یافتن استاد توانا،‌آگاه و به دور از انانیت و غوغا و در عین حال، همراه با سالک از امور بسیار حساس در این مسیر است. باید از اساتید دروغین و خرقه پوشان انانیت زده و دکان داران آلوده، به شدت دوری جست که جز گمراهی و تباهی بهره‌ای نخواهد داشت. ازاین‌رو، در عرفان اسلامی شرایط ویژه‌ای ـ همچون متابعت کامل از شریعت ختمی، ‌اطلاع از ضمایر و سرایر، وصول به حق و مانند آن ـ برای استاد راه معرفی کره‌اند.
به هر حال، عرفان اسلامی، تربیت و پرورش جان‌ها را هم در کنار عرفان عملی و نظری در دستور کار خود دارد. از این‌رو، این بعد تکمیل کننده ابعاد دیگر خواهد بود. عرفان هرگز نمی‌تواند از بخش عمل و تربیت تهی باشد، بلکه چنین پرورش عرفانی یکی از ارکان اصلی مجموعه عرفان شمرده می‌شود؛ زیرا به مدد آن سالک و واصل الی الله و عارف بالله معنا پیدا می‌کند و آثاری همچون عرفان نظری و عملی و ادبی را به ارمغان می‌آورد.
این بعد در طی سده‌ها، به تدریج به‌صورت سلسله‌های عرفانی ظاهر گشت که هر سلسله برای خود استاد خاص و دستورات ویژه داشته و روش منحصر به فردی را ارائه نموده است. برخی سلسله‌ها، همچون سلسله ملاحسینقلی همدانی در پرورش انسان‌های والا و سالکان حقیقی نقش بسیار مثبتی داشته‌اند. در گذر زمان برخی سلسله‌‌ها پدید آمدند که در منش، روش اختصاصی و دستورات به انحراف کشیده شدند. این امر از دید محققان و بزرگان عرفان پنهان نمانده است و به صراحت زبان به اعتراض گشوده‌اند. جامی در نفحات الانس در ذیل عنوان احمد رفاعی، به برخی از اصحاب او اشاره می‌کند که معرفت‌ و عرفانشان خلاصه می‌شود در داخل شدن در آتش و بازی با مارها و با نقدی تند بر آنها از این امور شیطانی به خدا پناه می‌برد.
روشن است همان معیارها که موجب پذیرش و گرایش به عرفان می‌شود، محک ردّ این گونه حرکات شیطانی خواهد بود. عرفانی که می‌خواهد بنده خدا و موحد پرورش دهد، با هر حرکت غیرتوحیدی و به دور از بندگی در هر لباسی که باشد، خواه در لباس عرفان و خواه در هر لباس دیگری سر ستیز دارد. به علاوه، گاه در مسیر پدیدار شدن سلسله‌ها غلظت سلسله چنان حکمفرما می‌شود که اصل مقصود به حاشیه رانده می‌شود. این امور آسیب‌هایی است که باید بدان توجه داشت. ازاین‌رو، در انتخاب استاد باید بسیار دقت نظر به کار برد.
این بعد از عرفان در گذر زمان، گاه در برخی سلسله‌ها آداب خاصی هم پیدا کرده است که به‌عنوان آداب و مستحسنات صوفیه مشهور گشته است. عزالدین محمود کاشانی، در باب پنجم مصباح الهدایه آدابی همچون خانقاه، خرفه، خلوت و چله‌نشینی و سماع را نام می‌‌برد. برخی از آداب جزء ‌ضروریات و لوازم حتمی عرفان نیست. با توجه به این امور، لازم است این بعد عرفان آسیب شناسی جدی شود که خود نشان دهنده پیچیدگی و عظمت آن است. (برگرفته از بخش «سخن نخست» نشریه حکمت عرفانی، شماره ۵، بهار و تابستان ۱۳۹۲)

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.