امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Saturday, 30 May , 2020
امروز : شنبه, ۱۰ خرداد , ۱۳۹۹ - 8 شوال 1441
شناسه خبر : 202
  پرینتخانه » سید یدالله یزدان‌پناه, کلام استاد تاریخ انتشار : 31 دسامبر 2017 - 0:44 | 24 بازدید | ارسال توسط :

کلام استاد؛ برخی فواید دانش فلسفه

باسمه تعالی   انسان برخی از پرسش‌های جدی دارد که با حقیقت او گره می‌خورد و تقریبا نوع روش و حرکت و رفتار او و نوع تعامل او با همه‌چیز حتی طبیعت را رقم می‌زند. از این تعبیر می‌کنم به معنی‌یابی. انسان بدون معنی زندگی نمی‌کند، ولو خرافی‌ترین اندیشه را بپذیرد و بر اساس آن […]

باسمه تعالی

 

انسان برخی از پرسش‌های جدی دارد که با حقیقت او گره می‌خورد و تقریبا نوع روش و حرکت و رفتار او و نوع تعامل او با همه‌چیز حتی طبیعت را رقم می‌زند. از این تعبیر می‌کنم به معنی‌یابی. انسان بدون معنی زندگی نمی‌کند، ولو خرافی‌ترین اندیشه را بپذیرد و بر اساس آن تعامل کند.

سطحی‌ترین اندیشه در ادیان بدوی گرفته تا قوی‌ترین اندیشه‌ها. اصلا یکی از پارامترهای جدی‌ای که در دین از اول مطرح شده، همین اندیشه‌های فلسفی پشتوانه است که در دین وجود دارد. این پرسش‌ها را هر گاه بخواهیم پاسخ دهیم، یکی از راه‌های خوب جواب دادن، از راه فلسفه است. البته راه‌های دیگری هم دارد، مانند دین معتبر یا عرفان. این پرسش‌ها جدی‌اند و این‌گونه نیست که گاهی انسان بدان التفات کند ولی چندان ضروری و جدی نباشد. انسان مثل اینکه دارد غذای معنویت می‌خورد، تعامل می‌کند با همه‌چیز. منظور از معنویت، معنای نهفته در پشت این مسائل است. حتی دهری هم که وجود خدا و ومعاد و عالم بالاتری را منکر است، بالاخره دارد با این اندیشه‌هایی که خودش ساخته، با معنا زندگی می‌کند. حتی ضعیف‌ترین و دورافتاده‌ترین افراد هم مبنای فلسفی دارند، یعنی تعامل فلسفی دارند و انسان بدون این نمی‌تواند زندگی کند. انسان تعاملش را با این شروع می‌کند، هر نحوه باشد. تا این اندیشه‌ها نباشد اصلا معنا ندارد که انسان دست به کاری بزند، اصلا انسان یعنی همین. انسان همانند احتیاج به غذای ضروری جسم، غذای ضروری روح را هم نیاز دارد که همان معنا و این اندیشه‌ها است ولو به اندیشه‌های بسیار نادرست هم دست پیدا کند. لذا همیشه ما نیاز به فلسفه داریم. البته فلسفه یکی از راه‌ها برای پاسخ‌گویی به این پرسش‌هاست و نمی‌گویم که تنها راه است، عرفان و دین هم هستند. یکی از کارهای دین این است. بیان فارابی خیلی خوب است. گفته است دین همان فلسفه است، اما به زبان عموم گفته شده است و قرار است همه را در یک مسیر در حرکت قرار دهد. به تعبیر ایشان، نبی فیلسوف است و آن حقیقت، خود را به شکل نبوت نشان داده است؛ چون قرار است عموم را راهبری کند. (یکی از مسائل جدی این است که چگونه فلسفه را عمومی کنیم. به نظر من دین الگوی خوبی در این زمینه است.) در هر حال، این پرسش همیشه جدی و اساسی است. هر انسانی حتی دهری، با مبانی فلسفی‌ای که پذیرفته است، دارد زندگی می‌کند. و این پرسش‌ها را باید در فلسفه پاسخ گفت. و همین‌قدر هم خیلی مهم است. انسان نیازمند به این اندیشه‌ها است و با اینها زندگی می‌کند، نه اینکه فقط انسان جست‌وجوگر است. تعبیر برخی این است که روح بدون غذا نمی‌تواند زندگی کند، ولو غذای خیلی بد و آلوده‌ای باشد.

نیز یکی از کارکردهایی که الان خیلی مشخص است، در تمدن‌سازی است. تمدن حاصل تمام پشت صحنه‌های انسانی است که به شکل محصول انسانی در تمام سطوح و زمینه‌ها پیاده می‌شود. یکی از پشتوانه‌های اصلی و حساس تمدن، فلسفه و اندیشه‌ها است. اندیشه‌ها به تمدن تبدیل می‌شود. این کارکرد هم خیلی جدی است و در ادامه مسئله معنی‌یابی مطرح می‌شود. معنی‌یابی خود را در تمام ساحت‌ها و تعامل‌ها نشان می‌دهد، به‌صورت تمدن‌سازی هم نشان می‌دهد. (برگرفته از بیانات استاد در جلسات روش‌شناسی حکمت متعالیه)

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.